نماز؛آداب ،شرايط ،اهميت وفوايدآن

ارزش و اهميت نماز بر هيچ مسلماني پوشيده نيست. نماز از اركان بسيار مهم اسلام است كه بپا داشتن آن باعث رضايت و خشنودي خدا مي‌گردد.

 نماز عامل اتصال و ارتباط بندگان با خداست. رابطه‌اي كه نبايد هيچگاه گسسته شود و تا آخرين لحظه عمر بايد پابرجا بماند.

پيامبر اكرم «صلي ‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم» مي‌فرمايند: «خداوند نماز را نور چشم» من قرار داده و آنرا محبوب من ساخته است آنطور كه گرسنه را بر طعام و تشنه را به آب مشتاق كرده است.

(از اينهم بالاتر) انسان گرسنه وقتي غذا مي‌خورد سير مي‌شود و هنگاميكه تشنه و آب مي‌نوشد سيراب مي‌گردد ولي من هيچگاه از نماز سير نمي‌شوم .

و نيز فرمود، «اولين عمل بنده كه روز قيامت بدان رسيدگي مي‌شود نماز اوست و اگر پذيرفته شد بقيه اعمال او نيز بررسي مي‌شود ولي اگر نمازش پذيرفتم نشد به اعمال ديگرش هم وقعي نمي‌نهند.

به جز آنچه كه از آيات و احاديث درباره نماز نقل شده، رفتار اولياء خدا نيز اهميت و جايگاه آن را بيان مي‌كند. نماز جزء برنامه انبياء بوده است.

حضرت عيسي (عليه‌السلام) در گهواره هم مي‌گويد خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زكات سفارش كرده است:

(و اوصاني بالصلوه و الزكوه مادمت حيا)

امام حسين (عليه‌السلام) حتي ظهر روز عاشورا در ميدان مبارزه و در برابر تيرهاي دشمن هم نماز را رها نكرد.

حضرت ابراهيم (عليه‌السلام) همسر و كودك خويش را در بيابان‌هاي داغ مكه، كه آن هنگام هيچ آب و گياهي نداشت، مسكن داد و گفت: خدايا، تا نماز به پا دارند: اني اسكنت من ذريتي بواد غير ذي زرع ربنا ليقيموا الصلاه .

پيشوايان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را مي‌باختند و مي‌فرمودند: وقت اداي امانت الهي و حضور در پيشگاه و درگاه الهي است .

گرچه بعضي نماز را به طمع بهشت يا ترس از عذاب جهنم مي‌خوانند، اما اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) نماز را نه براي تجارت يا سپري در مقابل آتش، بلكه بخاطر شايستگي خدا براي عبادت، انجام مي‌دهد .

نماز سبب آمرزش گناهان و زدودن آثار لغزش‌هاست .

سير تكامل نماز از حضرت ابراهيم تا ظهور حضرت موسي به طور بسيار خلاصه شروع مي‏شود و در زمان حضرت موسي با نزول تورات نمازهاي خاصي به آنها اضافه مي‏گردد و پس از دوران انبياء به طور كلي بنا به مقتضي وضع اجتماعي و سياسي و اتفاقات تاريخي ادعيه بوجود آمده و تصنيف مي‏گردد و به مجموعه دعاهاي قبلي اضافه مي‏گردد و در دوران بازگشت پراكندگي اول توسط «عِزرا» و يارانش در حدود دو هزار و چهارصد سال قبل شكل كامل به خود مي‏گيرد و به صورت مدون در مي‏يد و سپس در تمام دوران استقرار معبد مقدس دوم به شكل ثابت مي‏ماند و در زمان تدوين تلمود يروشلمي حدود 1800 سال قبل ختم مي‏گردد.

به طور خلاصه انبياء بعد از حضرت موسي مانند يهوشوع پيغمبر، حنا زن القانا، شموئل نبي، حضرت داود، حضرت سليمان، حزقياهو پادشاه و يا حضرت يونس، ارميا نبي، حبقوق نبي، دانيال نبي، مردخي و استر و عزرا و (دانشمندان تلمود) هركدام در عصر خود بر نماز و ادعيه‏هي موجود دعاهايي افزودند. نمونه‏ هايي از اين دعاها بدين مضمون مي‏باشند:

در پيان لحش (دعي نوزده بركتي) اين درخواست را مي‏خوانيم: «اي خدي من زبان مرا از بدگويي، و لبانم را از تكلم به نيرنگ باز دار، در برابر اشخاصي كه مرا نفرين مي‏كنند، زبانم ساكت و خاموش بماند، و روانم در برابر همگان همچون خاك باشد. قلبم را براي پذيرفتن تورات بگشا، جانم فرمان ‏هاي تو را پيروي و تبعيت و اگر كساني عليه من بد بينديشند و به زيان من قصد كنند، تو به فوريت مشورت آنها را برهم زن و فكرشان را باطل كن. سخنان دهان من مورد رضاي تو قرار گيرند و تفكر دلم به حضور تو مقبول افتد، اي خدايي كه آفريدگار و نجات ‏دهنده من هستي». (براخوت 17 الف)

 يكي از دانشمندان يهود، در پيان دعا فوق، اين دعا را افزوده است: «اي خداوند من، خداي اجداد من ميل و رضاي تو بر اين تعلق گيرد، كه در دل هيچ انساني كينه و دشمني عليه ما وراد نشود. و كينه و عداوتي عليه هيچ انساني بر دل ما نگذرد. حسادتي نسبت به ما در دل هيچ‏كس رسوخ نكند، و نسبت به هيچ‏كس نيز حسد به دل ما راه نيابد. در سراسر روزهاي عمر تحصيل تورات و اجري فرايض تو مشغله ما باشد، و سخنان ما به حضور تو التماس و تضرع محسوب مي‏گردد، قلب‏ هاي ما را متحد كن تا از نام تو بترسيم. از آن چه كه منفور درگاه تو است ما را دور بدار، و به آن چه مورد راضي تو است ما را نزديك ساز، و به خاطر نام مبارك خودت با ما احسان كن. (تلمود يروشلمي براخوت 7 دال) .

ايمان به عالي‏ترين وجه، هنگام دعا كردن و نماز خواندن جلوه‏ گر مي‏شود. زيرا آن كس كه به خدا علاقه و صميمانه ايمان دارد، به حضور پروردگار دعا مي‏كند و حاجات خود را از او مي‏خواهد. دعا كردن و نماز خواندن تنها براي رفع حاجات نيست، دعا و نماز در حقيقت عبارت است از رابطه ا‏ي صميمانه بين آفريدگار و آفريده، كه انسان به وسيله آن از اعماق قلب با خالق خويش سخن مي‏گويد. از اين رو دعا و نماز هم به درگاه خداوند مقبول و خوش‏آيند است و هم به انسان كمك ميكند تا غم از دل بزدايد و بار روح را سبك‏تر سازد حتي گفته شده است: خداوند مشتاق شنيدن دعا و نماز عادلان و نيكوكاران است براي چه دعا و نماز نيكوكاران به پارو (كلمه «عِتِر» به معني پارو مي‏باشد و همان حروف عِِتِر ريشه فعل دعا كردن و نماز خواندن را دارد) تشبيه شده است؟ چون همان‏طور كه پارو محصول را زيرو رو كرده و آن را از جايي به جاي ديگر منتقل مي‏سازد، به همان ترتيب دعا و نماز عادلان و نيكوكاران خـشم و غـضب خـداوند را بـه رحمت مبدل مي‏كند (تلمود: يواموت 64 الف) نماز حقيقي چيزي بيش از حركت و تلفظ لبان است و بايستي از اعماق قلب برخيزد. نماز انسان به حضور خداوند مورد قبول واقع نمي‏شود مگر اين كه وي قلب و جان خود را كف دست بگذارد چنان كه در مراثي ارميا فصل 3 آيه 41 آمده: «قلب خود را همراه با دست ‏هايمان به سوي خدايي كه در آسمان‏ها است برافرازيم». يعني آن كه ما نبايد تنها دست ‏هايمان را هنگام دعا و نماز به سوي خداوند بلند كنيم بلكه بايد قلب خود را نيز متوجه خالق جهان سازيم.

براي خواندن نماز آدابي وجود دارد كه اسلام بدين شرح بيان كرده است :الف- شرايط صحت نماز شامل : پاك بودن بدن و لباس، روبه قبله بودن، درست خواندن كلمات، مباح بودن مكان و لباس نمازگزار، استقلال نمازگزار و مراعات حقوق ديگران توسط نمازگزار

ب- شرايط قبولي نماز شامل: توجه و حضور قلب ، پذيرفتن رهبري امامان معصوم و اداي واجبات مالي چون خمس و زكوه

 

ج- شرايط كمال نماز شامل : انجام نماز در اول وقت، خواندن نماز در مسجد و به جماعت با لباس تميز و عطرزده و مسواك زده و رعايت نظم و انضباط و امثال آن

نماز وسيله احضار روح و بهترين راه كنترل نفس سركش و فراري نزد خداوند است تا بدان وسيله انسان روزي چند مرتبه خويش را غفلت زدايي كند و از غرق شدن در منجلاب ماديات و نفسانيات خود را نجات دهد.

خداوند در اين زمينه مي فرمايد : « انسان از طريق نماز و كارهاي مستحب و نافله گام به گام به من نزديك مي شود تا آن كه محبوب من شود و آن گاه كه به اين مقام رسيد من چشم و گوش و زبان و دست او مي شوم و تمام حركات او خدايي و جهت دار مي شود و به جايي مي رسد كه مانند حضرت ابراهيم (ع) بگويد: نماز و عبادتم و مرگ و حياتم همه و همه براي پروردگار جهانيان است (سوره انعام /162) در اين حال هرگاه دعا كند مستجاب مي كنم و اگر سئوالي كند قبول مي نمايم.

نماز عمود دين، پرچم اسلام و يادگار اديان و انبيا و محور قبول همه اعمال است. نماز برنامه هر صبح و شام است يعني آغاز و انجام هر روز با ياد خدا و براي خداست.نماز ايدئولوژي عملي مسلمان است كه در آن عقايد و افكار و خواسته ها و الگوهاي خود را بيان مي كند. فروپاشي شخصيت افراد و اعضاي جامعه است كه اگر مصالح ساختمان سست باشد ساختمان فرو مي ريزد.

اذن نماز، شيپور توحيد است كه سپاه متفرق اسلام را در يك صف و زير يك پرچم فرا مي خواند و آنان را پشت سر امامي عادل قرار مي دهد.

اذكار نماز در پنج نوبت شبانه روز امر به معروف و نهي از منكر است (حي علي الصلوه – حي الفلاح- حي علي خيرالعمل و ...)

نماز حركاتي است برخاسته از آگاهي و شناخت. شناخت خداوندي كه به فرمان او و بر او و انس با او قيام مي كنيم و لذا قرآن ما را از نماز در حال مستي و كسالت نهي كرده است (نساء / 43 و 142) تا انسان آنچه رادر نماز مي گويد با توجه و آگاهي باشد.

 

نماز خروج از خود و پرواز به سوي خداست.

نماز موجب ياد خداست : ياد خدا بهترين وسيله براي خويشتن داري و كنترل غرايز سركش و جلوگيري از روح طغيان است. «نمازگزار» همواره به ياد خدا مي‏باشد، خدايي كه از تمام كارهاي كوچك و بزرگ ما آگاه است

 

 •  دوري از گناه :

نماز گزار ناچار است كه براي صحت و قبولي نماز خود از بسياري از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، يكي از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلي است كه درآن به كار مي‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏اي كه با آن نماز مي‏گزارد و مكان نمازگزار، اين موضوع سبب مي‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نمايد؛ زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بي پروا باشد .

 

•  نظافت و بهداشت :

از آنجا كه نمازگزار در برخي از مواقع همه بدن را بايد به عنوان «غسل» بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگي پاك سازد؛ ناچار يك فرد تميز و نظيف خواهد بود. از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتي است كمك مي‏كند .

 

 •  انضباط و وقت‏شناسي :

نماز هاي اسلامي هر كدام براي خود وقت مخصوص و معيني دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاي خود را در آن اوقات بخواند، لذا اين عبادت اسلامي به انضباط و وقت‏شناسي كمك مؤثري مي‏كند .

 

 ذهن متمركز، قوي و نيرومند است و ذهن پراكنده ناتوان و ضعيف . ذهن همانند چراغ اشعه اي دارد اشعه چراغ در شعله آن تمركز قوي دارند و سوزاننده اند ودر نزديكي شعله تمركز كمتري دارند اما باز هم تمركز كمتري دارند اما باز هم گرمايشان محسوس است . هرچه از منبع نور دور مي شويم پراكندگي اشعه بيشتر مي شود تا حدي كه گرماي حاصل از از آنها را به هيچ وجه حس نميكنيم . ذهن در حالت تمركز پتانسيل بسيار قوي دارد اما هنگامي كه به علت توجه به سوي اشياي مختلف پراكنده مي شود نيرو و توان خود را از دست مي دهد و هر چه به اشياي بيشتري متوجه و پراكنده تر شود از توان آن كاسته مي گردد.هر عمل عبادي علاوه بر آن كه مقام وارزش ويژه مذهبي و معنوي دارد موجب تمركز فكري وذهني ملموس و قابل توجهي ميشود كگه هر كس ميتواند آن را به تجربه بگذارد و ادراك كندان تتقو الله يجعل لكم فرقانااگر از خدا بترسيد و پروا كنيد نيروي تشخيص (فرقانا) را در شما قرار ميدهدو قدرت تشخيص از تمر كز قواي ذهني به دست مي آيد.ويليام جيمز :فرق بين افراد نابغه با ديگران يك موهبت فكري نيست بلكه مربوط به توجه كاملي است كه به موضوعات و نتيجه هاي آن مبذول مي دارند و ميزان نبوغ يك نابغه به درجه تمركز فكريش بستگي دارد از اين سخنان نتيجه مي گيريم كه نماز حقيقي بهترين وسيله اي براي پرورش توجه و تمركز در انسان است زيرا نماز گزاري كه پيوسته و با تمام قدرت مي كوشد تا ذهن خود را از تمامي آنچه غير خداست منصرف و فقط به خدا متوجه كند و تمام نيروي فكري خود را در يك جا جمع كند تا نمازش با خشوع و حضور قلب خوانده شود اين براي او عادت مي شود و در هر موردي مي تواند قواي ذهني خود را متمر كز كند .

 

منبع : فرض اله عبادالهي، مسوول روابط عمومي ودبير اقامه نماز سازمان اموراقتصادي ودارايي آذربايجان شرقي

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

برچسب ها
    5.5.0.0
    V5.5.0.0